50

ق

Qaf

The Letter Qaf

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده مهربان
آیات 45
جزء 26
صفحه 518-520
نوع مکی
ترتیب نزول 34
0:00 / 0:00
آیه: 1 / 45
1

قٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْمَجِيدِ

qaf wal-qur'āni l-majīdi

ق [قاف]؛ سوگند به قرآن ارجمند [كه رستاخیز آمدنى است].

2

بَلْ عَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌۭ مِّنْهُمْ فَقَالَ ٱلْكَـٰفِرُونَ هَـٰذَا شَىْءٌ عَجِيبٌ

bal ʿajibū an jāahum mundhirun min'hum faqāla l-kāfirūna hādhā shayon ʿajībun

مشرکان از اینكه هشداردهنده‌اى از میان خودشان به سراغشان آمده است، ابراز شگفتى می‌کنند و می‌گویند: «ماجرای عجیبى است.

3

أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا ۖ ذَٰلِكَ رَجْعٌۢ بَعِيدٌۭ

a-idhā mit'nā wakunnā turāban dhālika rajʿun baʿīdun

آیا هنگامی که مُردیم و خاک شدیم، [دوباره برانگیخته خواهیم شد؟] این بازگشتی بعید است».

4

قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ ٱلْأَرْضُ مِنْهُمْ ۖ وَعِندَنَا كِتَـٰبٌ حَفِيظٌۢ

qad ʿalim'nā mā tanquṣu l-arḍu min'hum waʿindanā kitābun ḥafīẓun

بی‌تردید، ذراتى كه زمین از بدن آنان مى‌كاهد [همه را] مى‌دانیم؛ و كتابى نگاهبان در اختیار داریم [که هر چه بر آنان مقدر گشته، در آن ثبت است].

5

بَلْ كَذَّبُوا۟ بِٱلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ فَهُمْ فِىٓ أَمْرٍۢ مَّرِيجٍ

bal kadhabū bil-ḥaqi lammā jāahum fahum fī amrin marījin

وقتى كه [قرآن، یعنی كلام] حق برایشان آمد، آن را تکذیب كردند؛ پس در حالت سرگردانی [و پریشانی] هستند [و دربارۀ قرآن حیرانند].

6

أَفَلَمْ يَنظُرُوٓا۟ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَـٰهَا وَزَيَّنَّـٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍۢ

afalam yanẓurū ilā l-samāi fawqahum kayfa banaynāhā wazayyannāhā wamā lahā min furūjin

آیا کافران، آسمان را برفرازشان نمى‌نگرند كه چگونه آن را برافراشتیم و [به زیور ستارگان] آراستیم و عارى از [هرگونه خلل و] شکافی است؟

7

وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَـٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۭ بَهِيجٍۢ

wal-arḍa madadnāhā wa-alqaynā fīhā rawāsiya wa-anbatnā fīhā min kulli zawjin bahījin

و زمین را گستردیم و کوه‌های ثابت در آن پى افكندیم و از هر نوع گیاه زیبا [و شادی‌انگیزی] در آن رویاندیم.

8

تَبْصِرَةًۭ وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍۢ مُّنِيبٍۢ

tabṣiratan wadhik'rā likulli ʿabdin munībin

[آنها را آفریدیم] تا برای هر بندۀ توبه‌کاری، موجب بینش و پند باشد؛

9

وَنَزَّلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ مُّبَـٰرَكًۭا فَأَنۢبَتْنَا بِهِۦ جَنَّـٰتٍۢ وَحَبَّ ٱلْحَصِيدِ

wanazzalnā mina l-samāi māan mubārakan fa-anbatnā bihi jannātin waḥabba l-ḥaṣīdi

و بارانى پربركت از آسمان فرستادیم و با آن، باغ‌ها[ى میوه] و [مزارعِ] دانه[هاى] دروكردنى رویاندیم،

10

وَٱلنَّخْلَ بَاسِقَـٰتٍۢ لَّهَا طَلْعٌۭ نَّضِيدٌۭ

wal-nakhla bāsiqātin lahā ṭalʿun naḍīdun

و درختان سركشیدۀ خرما با خوشه‌هاى برهم‌نشسته.

11

رِّزْقًۭا لِّلْعِبَادِ ۖ وَأَحْيَيْنَا بِهِۦ بَلْدَةًۭ مَّيْتًۭا ۚ كَذَٰلِكَ ٱلْخُرُوجُ

riz'qan lil'ʿibādi wa-aḥyaynā bihi baldatan maytan kadhālika l-khurūju

براى روزى بندگان؛ به وسیلۀ آن [باران،] سرزمین خزان‌زده و خشک را حیات بخشیدیم؛ خروج از قبرها [در قیامت] نیز همین گونه است.

12

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ وَأَصْحَـٰبُ ٱلرَّسِّ وَثَمُودُ

kadhabat qablahum qawmu nūḥin wa-aṣḥābu l-rasi wathamūdu

پیش از آنان نیز قوم نوح و اهالى «رَسّ» [= چاه] و قوم ثمود [پیامبرانشان را] دروغگو شمردند؛

13

وَعَادٌۭ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَٰنُ لُوطٍۢ

waʿādun wafir'ʿawnu wa-ikh'wānu lūṭin

و [همچنین قوم] عاد و فرعون و قوم لوط؛

14

وَأَصْحَـٰبُ ٱلْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍۢ ۚ كُلٌّۭ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ

wa-aṣḥābu l-aykati waqawmu tubbaʿin kullun kadhaba l-rusula faḥaqqa waʿīdi

و اهالی «اَیکه» [= قوم شعیب] و قوم «تُبَّع»؛ هر یک [از آنان] پیامبران [الهی] را دروغگو شمردند؛ پس وعدۀ عذاب من [بر آنان] تحقّق یافت.

15

أَفَعَيِينَا بِٱلْخَلْقِ ٱلْأَوَّلِ ۚ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍۢ مِّنْ خَلْقٍۢ جَدِيدٍۢ

afaʿayīnā bil-khalqi l-awali bal hum fī labsin min khalqin jadīdin

آیا ما در آفرینش نخستین فروماندیم [تا از بازآفرینیِ آن عاجز باشیم]؟ [هرگز،] بلكه آنان از آفرینش جدید در [حیرت و] تردیدند.

16

وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَـٰنَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِۦ نَفْسُهُۥ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ ٱلْوَرِيدِ

walaqad khalaqnā l-insāna wanaʿlamu mā tuwaswisu bihi nafsuhu wanaḥnu aqrabu ilayhi min ḥabli l-warīdi

ما انسان را آفریدیم و از وسوسه‌هاى ضمیرش آگاهیم؛ و از شاهرگ [وی] به او نزدیكتریم.

17

إِذْ يَتَلَقَّى ٱلْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٌۭ

idh yatalaqqā l-mutalaqiyāni ʿani l-yamīni waʿani l-shimāli qaʿīdun

وقتی دو فرشته که بر سمت راست و چپ مراقب نشسته‌اند [رفتارش را] ثبت مى‌كنند؛

18

مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌۭ

mā yalfiẓu min qawlin illā ladayhi raqībun ʿatīdun

هر سخنى که بر زبان مى‌آورد، [فرشتۀ] مراقبى در کنار او آماده است [و آن سخن را می‌نویسد].

19

وَجَآءَتْ سَكْرَةُ ٱلْمَوْتِ بِٱلْحَقِّ ۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ

wajāat sakratu l-mawti bil-ḥaqi dhālika mā kunta min'hu taḥīdu

سختی‌های مرگ، به راستى دررسید؛ [ای انسان غافل،] این همان چیزى است كه از آن مى‌گریختى؛

20

وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْوَعِيدِ

wanufikha fī l-ṣūri dhālika yawmu l-waʿīdi

و [برای دومین بار] در «صور» دمیده می‌شود [و قیامت برپا می‌گردد]. آن روز، [روز تحققِ] وعدۀ [عذاب] است.

21

وَجَآءَتْ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّعَهَا سَآئِقٌۭ وَشَهِيدٌۭ

wajāat kullu nafsin maʿahā sāiqun washahīdun

و هر کس در حالی [که دو فرشته او را همراهی می‌کنند به عرصۀ محشر] می‌آید؛ یکی [او را] سوق می‌دهد و دیگری [بر اعمالش] گواه است.

22

لَّقَدْ كُنتَ فِى غَفْلَةٍۢ مِّنْ هَـٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌۭ

laqad kunta fī ghaflatin min hādhā fakashafnā ʿanka ghiṭāaka fabaṣaruka l-yawma ḥadīdun

[به او گفته می‌شود:] «تو از این [روز] در غفلت بودى و ما [با عذاب دوزخ،] پرده[ی غفلت] را از مقابل [چشم‌های] تو برداشتیم؛ اكنون دیده‌ات تیزبین شده است.

23

وَقَالَ قَرِينُهُۥ هَـٰذَا مَا لَدَىَّ عَتِيدٌ

waqāla qarīnuhu hādhā mā ladayya ʿatīdun

[فرشتۀ] همنشین وى مى‌گوید: «این همان [نامۀ اعمال او] است كه [آن را ثبت کرده‌ام و] نزدم آماده است».

24

أَلْقِيَا فِى جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍۢ

alqiyā fī jahannama kulla kaffārin ʿanīdin

[الله خطاب به آن دو فرشته مى‌فرماید:] «هر ستیزه‌جوی حق‌ستیزی را در دوزخ بیفكنید؛

25

مَّنَّاعٍۢ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍۢ مُّرِيبٍ

mannāʿin lil'khayri muʿ'tadin murībin

[هر] مانع خیر و متجاوز و بدگمان را؛

26

ٱلَّذِى جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِى ٱلْعَذَابِ ٱلشَّدِيدِ

alladhī jaʿala maʿa l-lahi ilāhan ākhara fa-alqiyāhu fī l-ʿadhābi l-shadīdi

همان كسى كه در كنار الله، معبود دیگرى قرار مى‌داد. او را در عذابى سخت بیفكنید».

27

۞ قَالَ قَرِينُهُۥ رَبَّنَا مَآ أَطْغَيْتُهُۥ وَلَـٰكِن كَانَ فِى ضَلَـٰلٍۭ بَعِيدٍۢ

qāla qarīnuhu rabbanā mā aṭghaytuhu walākin kāna fī ḍalālin baʿīdin

[شیطانِ] همنشینش مى‌گوید: «پروردگارا، من او را به طغیان نکشیدم؛ بلکه او خود در گمراهیِ بى‌پایانی بود».

28

قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا۟ لَدَىَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِٱلْوَعِيدِ

qāla lā takhtaṣimū ladayya waqad qaddamtu ilaykum bil-waʿīdi

[الله] می‌فرماید: «در پیشگاه من ستیز نکنید كه پیش از این به شما هشدار داده بودم.

29

مَا يُبَدَّلُ ٱلْقَوْلُ لَدَىَّ وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّـٰمٍۢ لِّلْعَبِيدِ

mā yubaddalu l-qawlu ladayya wamā anā biẓallāmin lil'ʿabīdi

فرمانِ مجازات، نزد من تغییرپذیر نیست؛ و الله [در کیفر و پاداش] به بندگانش ستم نمی‌کند».

30

يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍۢ

yawma naqūlu lijahannama hali im'talati wataqūlu hal min mazīdin

روزى كه به دوزخ مى‌گوییم: «آیا پُر شده‌ای؟» [و او] مى‌گوید: «آیا بیش از این هم هست؟».

31

وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ

wa-uz'lifati l-janatu lil'muttaqīna ghayra baʿīdin

[در آن روز] بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌کنند، و فاصله‌ای از آنان ندارد [تا نعمت‌هایش را از نزدیک ببینند].

32

هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍۢ

hādhā mā tūʿadūna likulli awwābin ḥafīẓin

[به آنان گفته می‌شود:] «این همان پاداشى است كه به شما وعده داده مى‌شد که برای هر توبه‌کاری است که [به سوی پروردگارش بازمی‌گردد و به پیمان و احکام الهی] پایبند است.

33

مَّنْ خَشِىَ ٱلرَّحْمَـٰنَ بِٱلْغَيْبِ وَجَآءَ بِقَلْبٍۢ مُّنِيبٍ

man khashiya l-raḥmāna bil-ghaybi wajāa biqalbin munībin

همان كسی كه در نهان از [خشمِ الله] رحمان می‌ترسد و با قلبی توبه‌کار [به پیشگاهش] بازمی‌گردد.

34

ٱدْخُلُوهَا بِسَلَـٰمٍۢ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْخُلُودِ

ud'khulūhā bisalāmin dhālika yawmu l-khulūdi

با سلامت به بهشت درآیید؛ این است روز جاودانگى».

35

لَهُم مَّا يَشَآءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌۭ

lahum mā yashāūna fīhā waladaynā mazīdun

در آنجا هرچه بخواهند، در اختیار دارند و حتی بیشتر از آن [نیز] در اختیارِ ماست.

36

وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًۭا فَنَقَّبُوا۟ فِى ٱلْبِلَـٰدِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ

wakam ahlaknā qablahum min qarnin hum ashaddu min'hum baṭshan fanaqqabū fī l-bilādi hal min maḥīṣin

و پیش از اینان [= مشرکان مکه]، امت‌های زیادی را نابود کردیم که آنان [به مراتب] از اینها قوی‌تر بودند؛ و در گوشه و کنار شهرها به جستجو پرداختند [که ببینند آیا] هیچ پناه و گریزگاهی [از عذاب و هلاکت، برایشان] وجود دارد.

37

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى ٱلسَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌۭ

inna fī dhālika ladhik'rā liman kāna lahu qalbun aw alqā l-samʿa wahuwa shahīdun

بی‌گمان در این [سخن] برای صاحبدلان یا کسانی که با حضور [قلب به ندای توحید] گوش فرامی‌دهند و هوشیارند، اندرز است.

38

وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍۢ

walaqad khalaqnā l-samāwāti wal-arḍa wamā baynahumā fī sittati ayyāmin wamā massanā min lughūbin

ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست، در شش روز آفریدیم و [هرگز] رنج و خستگى به ما نرسید.

39

فَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ ٱلشَّمْسِ وَقَبْلَ ٱلْغُرُوبِ

fa-iṣ'bir ʿalā mā yaqūlūna wasabbiḥ biḥamdi rabbika qabla ṭulūʿi l-shamsi waqabla l-ghurūbi

[ای پیامبر،] در برابر سخنان مشرکان شکیبا باش؛ و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن، پروردگارت را به پاکی ستایش كن [و نماز بگزار].

40

وَمِنَ ٱلَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَـٰرَ ٱلسُّجُودِ

wamina al-layli fasabbiḥ'hu wa-adbāra l-sujūdi

و نیز [در پاسى] از شب و پس از هر نماز، او را به پاکی ستایش کن.

41

وَٱسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ ٱلْمُنَادِ مِن مَّكَانٍۢ قَرِيبٍۢ

wa-is'tamiʿ yawma yunādi l-munādi min makānin qarībin

و [ای پیامبر،] آنگاه که منادی [قیامت] از مکانی نزدیک ندا می‌دهد، گوش فرادار.

42

يَوْمَ يَسْمَعُونَ ٱلصَّيْحَةَ بِٱلْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْخُرُوجِ

yawma yasmaʿūna l-ṣayḥata bil-ḥaqi dhālika yawmu l-khurūji

روزی که همگان بانگِ هولناک [رستاخیز] را به‌حق می‌شنوند، [آن روز،] روزِ خروج [از گورها] است.

43

إِنَّا نَحْنُ نُحْىِۦ وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا ٱلْمَصِيرُ

innā naḥnu nuḥ'yī wanumītu wa-ilaynā l-maṣīru

ماییم كه حیات مى‌بخشیم و مرگ مى‌دهیم؛ و بازگشت [همگان] به سوی ماست.

44

يَوْمَ تَشَقَّقُ ٱلْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًۭا ۚ ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌۭ

yawma tashaqqaqu l-arḍu ʿanhum sirāʿan dhālika ḥashrun ʿalaynā yasīrun

روزى كه زمین از [فراز] آنان شكافته مى‌شود، انسان‌ها شتابان [بیرون می‌آیند]. این احضارى است كه براى ما آسان است.

45

نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ ۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍۢ ۖ فَذَكِّرْ بِٱلْقُرْءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ

naḥnu aʿlamu bimā yaqūlūna wamā anta ʿalayhim bijabbārin fadhakkir bil-qur'āni man yakhāfu waʿīdi

ما به آنچه [کافران] می‌گویند داناتریم؛ و تو [ای پیامبر،] بر آنان مسلط نیستی [که بخواهی آنان را به ایمان آوردن وادار کنی]؛ کسی را که از عذاب [و هشدار] من می‌ترسد، به [وسیلۀ] قرآن اندرز بده.

درباره این سوره