القمر
Al-Qamar
The Moon
ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ
iq'tarabati l-sāʿatu wa-inshaqqa l-qamaru
قیامت نزدیک شد و ماه [از هم] شکافت.
وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةًۭ يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌۭ مُّسْتَمِرٌّۭ
wa-in yaraw āyatan yuʿ'riḍū wayaqūlū siḥ'run mus'tamirrun
اگر [کافران] معجزهای ببینند، روی میگردانند و میگویند: «[این] جادویی [باطل و] زودگذر است».
وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍۢ مُّسْتَقِرٌّۭ
wakadhabū wa-ittabaʿū ahwāahum wakullu amrin mus'taqirrun
آنان [آیات و نشانههای الهی را] دروغ میپندارند و از هوای نفس خویش پیروی میکنند؛ و هر امرى [از پاداش و کیفرهای قیامت] در زمان مخصوص به خود قرار دارد.
وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ
walaqad jāahum mina l-anbāi mā fīhi muz'dajarun
و مطمئناً [ماجرای عذاب اقوام گذشته و] اخبارى كه باعث دست کشیدن از گناه میشود، به مشرکان رسیده است.
حِكْمَةٌۢ بَـٰلِغَةٌۭ ۖ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ
ḥik'matun bālighatun famā tugh'ni l-nudhuru
این [آیات الهى، دانش و] حکمتی رساست؛ ولى [برای افراد لجوج،] هشدارها سودی ندارد؛
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍۢ نُّكُرٍ
fatawalla ʿanhum yawma yadʿu l-dāʿi ilā shayin nukurin
پس [ای پیامبر،] از آنان روى برتاب [و منتظر] روزى [باش] كه [فرشتۀ] دعوتكننده [با دمیدن در صور] آنان را به امرى بس دشوار [و وحشتناک] فرابخوانَد.
خُشَّعًا أَبْصَـٰرُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌۭ مُّنتَشِرٌۭ
khushaʿan abṣāruhum yakhrujūna mina l-ajdāthi ka-annahum jarādun muntashirun
با دیدگانِ فروافتاده [از وحشت] از گورها خارج میشوند؛ [حرکتشان به سوی دادگاه الهی، چنان است که] گویى ملخهایی پراكندهاند.
مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ ۖ يَقُولُ ٱلْكَـٰفِرُونَ هَـٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌۭ
muh'ṭiʿīna ilā l-dāʿi yaqūlu l-kāfirūna hādhā yawmun ʿasirun
[هراسناک] به سوى مُنادىِ [محشر] میشتابند و کافران مىگویند: «امروز، روز دشوارى است».
۞ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ فَكَذَّبُوا۟ عَبْدَنَا وَقَالُوا۟ مَجْنُونٌۭ وَٱزْدُجِرَ
kadhabat qablahum qawmu nūḥin fakadhabū ʿabdanā waqālū majnūnun wa-uz'dujira
پیش از آنان، قوم نوح [نیز پیامبرشان را] تكذیب کردند و بندۀ ما را دروغگو خواندند و گفتند: «دیوانه است»؛ و او را سخت آزردند؛
فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَغْلُوبٌۭ فَٱنتَصِرْ
fadaʿā rabbahu annī maghlūbun fa-intaṣir
تا آنجا که او پروردگارش را خواند [و گفت]: «من مغلوب شدهام؛ پس یاریام فرما [و از آنان انتقام بگیر]».
فَفَتَحْنَآ أَبْوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍۢ مُّنْهَمِرٍۢ
fafataḥnā abwāba l-samāi bimāin mun'hamirin
ما نیز درهاى آسمان را براى [ریزشِ] رگبارى سیلآسا گشودیم.
وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُيُونًۭا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍۢ قَدْ قُدِرَ
wafajjarnā l-arḍa ʿuyūnan fal-taqā l-māu ʿalā amrin qad qudira
و از زمین نیز چشمهها جارى ساختیم و آبها [از زمین و آسمان] براى طوفانى كه مقدر شده بود، به هم پیوست.
وَحَمَلْنَـٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍۢ وَدُسُرٍۢ
waḥamalnāhu ʿalā dhāti alwāḥin wadusurin
و نوح را بر [كشتىِ] ساخته و پرداخته از تختهها و میخها سوار كردیم
تَجْرِى بِأَعْيُنِنَا جَزَآءًۭ لِّمَن كَانَ كُفِرَ
tajrī bi-aʿyuninā jazāan liman kāna kufira
كه تحت نظر [و حفاظتِ] ما حركت مىكرد. این، پاداش كسى بود كه [قومش] او را انکار کرده بودند.
وَلَقَد تَّرَكْنَـٰهَآ ءَايَةًۭ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
walaqad taraknāhā āyatan fahal min muddakirin
ما آن [کیفر و نجات] را نشانهاى [از قدرتِ خود] بر جاى گذاشتیم؛ آیا پندپذیرى هست؟
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
fakayfa kāna ʿadhābī wanudhuri
[بنگرید] که عذاب و هشدارهای من چگونه بود.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
walaqad yassarnā l-qur'āna lildhik'ri fahal min muddakirin
به راستی که قرآن را براى پند گرفتن آسان ساختیم؛ آیا پندپذیرى هست؟
كَذَّبَتْ عَادٌۭ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
kadhabat ʿādun fakayfa kāna ʿadhābī wanudhuri
قوم عاد [نیز پیامبرشان را] دروغگو پنداشتند؛ [ای اهل مکه، بنگرید که] عذاب و هشدارهای من چگونه بود.
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًۭا صَرْصَرًۭا فِى يَوْمِ نَحْسٍۢ مُّسْتَمِرٍّۢ
innā arsalnā ʿalayhim rīḥan ṣarṣaran fī yawmi naḥsin mus'tamirrin
ما تندبادى سرد و سخت را در یک روز شوم و طولانی بر آنان فرستادیم.
تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍۢ مُّنقَعِرٍۢ
tanziʿu l-nāsa ka-annahum aʿjāzu nakhlin munqaʿirin
[طوفانی وحشتناک] كه مردم را چنان از جاى مىكَنْد که گویى تنههای نخلِ ریشهكنشده بودند.
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
fakayfa kāna ʿadhābī wanudhuri
[ای اهل مکه، بنگرید که] عذاب و هشدارهای من چگونه بود.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
walaqad yassarnā l-qur'āna lildhik'ri fahal min muddakirin
به راستی که قرآن را براى پندگرفتن آسان ساختیم؛ آیا پندپذیرى هست؟
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ
kadhabat thamūdu bil-nudhuri
قوم ثمود [نیز] هشداردهندگان را دروغگو پنداشتند.
فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرًۭا مِّنَّا وَٰحِدًۭا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّفِى ضَلَـٰلٍۢ وَسُعُرٍ
faqālū abasharan minnā wāḥidan nattabiʿuhu innā idhan lafī ḍalālin wasuʿurin
آنان گفتند: «آیا [سزاوار است] بشرى از میان خودمان را پیروى كنیم؟ در این صورت، در گمراهى و سردرگمى خواهیم بود.
أَءُلْقِىَ ٱلذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنۢ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌۭ
a-ul'qiya l-dhik'ru ʿalayhi min bayninā bal huwa kadhābun ashirun
آیا از میان همۀ ما، تنها بر او وحی نازل شده است؟ [چنین نیست؛] بلکه او دروغگویی خودپسند است».
سَيَعْلَمُونَ غَدًۭا مَّنِ ٱلْكَذَّابُ ٱلْأَشِرُ
sayaʿlamūna ghadan mani l-kadhābu l-ashiru
فردا خواهند دانست که دروغگوی خودپسند کیست.
إِنَّا مُرْسِلُوا۟ ٱلنَّاقَةِ فِتْنَةًۭ لَّهُمْ فَٱرْتَقِبْهُمْ وَٱصْطَبِرْ
innā mur'silū l-nāqati fit'natan lahum fa-ir'taqib'hum wa-iṣ'ṭabir
[به صالح گفتیم:] «براى آزمایشِ آنان، مادهشترى [را كه درخواست كردهاند، از دلِ کوه به سویشان] خواهیم فرستاد؛ پس مراقبِ رفتارشان باش و [بر آزارشان] شكیبایى كن.
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ ٱلْمَآءَ قِسْمَةٌۢ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍۢ مُّحْتَضَرٌۭ
wanabbi'hum anna l-māa qis'matun baynahum kullu shir'bin muḥ'taḍarun
و به آنان اعلام كن كه آب [چاه،] بین آنان [و آن مادهشتر] سهمیهبندی شده است و هر کس باید در نوبت خود حاضر شود».
فَنَادَوْا۟ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ
fanādaw ṣāḥibahum fataʿāṭā faʿaqara
ولى آنان همدستشان را ندا دادند؛ او نیز دست به كار شد و [شتر را] به قتل رساند.
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
fakayfa kāna ʿadhābī wanudhuri
[ای اهل مکه، بنگرید که] عذاب و هشدارهای من چگونه بود.
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَكَانُوا۟ كَهَشِيمِ ٱلْمُحْتَظِرِ
innā arsalnā ʿalayhim ṣayḥatan wāḥidatan fakānū kahashīmi l-muḥ'taẓiri
ما بانگ مرگباری بر آنان فرستادیم؛ بهناگاه [همگی] همچون گیاه خشكیده[ی بازمانده از كومهها و حصارهای ساختهشده با نی و علف،] خرد و ریز شدند.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
walaqad yassarnā l-qur'āna lildhik'ri fahal min muddakirin
به راستی که قرآن را براى پندگرفتن آسان ساختیم؛ آیا پندپذیرى هست؟
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِ
kadhabat qawmu lūṭin bil-nudhuri
قوم لوط [نیز] هشداردهندگان را دروغگو پنداشتند.
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٍۢ ۖ نَّجَّيْنَـٰهُم بِسَحَرٍۢ
innā arsalnā ʿalayhim ḥāṣiban illā āla lūṭin najjaynāhum bisaḥarin
[ما نیز] طوفانى ریگبار بر سرشان فرستادیم [كه همگی را هلاک کرد]؛ مگر خانوادۀ لوط كه سحرگاهان آنان را نجات دادیم.
نِّعْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى مَن شَكَرَ
niʿ'matan min ʿindinā kadhālika najzī man shakara
[این نجات،] نعمتی از جانب ما بود؛ و به هر کس سپاسگزارى كند، این گونه پاداش مىدهیم.
وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا۟ بِٱلنُّذُرِ
walaqad andharahum baṭshatanā fatamāraw bil-nudhuri
لوط آنان را از کیفر [سخت] ما بیم داد؛ ولی آنان در برابر هشدارها به مجادله [و ستیز] برخاستند.
وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ
walaqad rāwadūhu ʿan ḍayfihi faṭamasnā aʿyunahum fadhūqū ʿadhābī wanudhuri
آنان از لوط خواستند که مهمانانش را [برای کامجویی] در اختیارشان بگذارد؛ ما نیز چشمانشان را کور کردیم [و گفتیم:] «طعم عذاب و [نتیجۀ] هشدارهایم را بچشید».
وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌۭ مُّسْتَقِرٌّۭ
walaqad ṣabbaḥahum buk'ratan ʿadhābun mus'taqirrun
و صبحگاهان عذابى پایدار آنان را فراگرفت.
فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ
fadhūqū ʿadhābī wanudhuri
[و گفتیم:] «طعم عذاب و [نتیجۀ] هشدارهایم را بچشید».
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
walaqad yassarnā l-qur'āna lildhik'ri fahal min muddakirin
به راستی که قرآن را براى پندگرفتن آسان ساختیم؛ آیا پندپذیرى هست؟
وَلَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ ٱلنُّذُرُ
walaqad jāa āla fir'ʿawna l-nudhuru
هشداردهندگان به سراغ فرعونیان [نیز] رفتند.
كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَـٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍۢ مُّقْتَدِرٍ
kadhabū biāyātinā kullihā fa-akhadhnāhum akhdha ʿazīzin muq'tadirin
[ولى] آنان تمامى آیات ما را دروغ شمردند؛ ما نیز چنان [که شایستۀ پروردگار] شکستناپذیرِ مقتدر [است،] آنان را عذاب کردیم.
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌۭ مِّنْ أُو۟لَـٰٓئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَآءَةٌۭ فِى ٱلزُّبُرِ
akuffārukum khayrun min ulāikum am lakum barāatun fī l-zuburi
[ای اهل مکه،] آیا کافران شما از آنان بهترند یا برای شما اماننامهای در کتابهای [آسمانی پیشین نوشته شده] است؟
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌۭ مُّنتَصِرٌۭ
am yaqūlūna naḥnu jamīʿun muntaṣirun
یا میگویند: «ما جماعتی متحد و انتقامجو هستیم».
سَيُهْزَمُ ٱلْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ
sayuh'zamu l-jamʿu wayuwallūna l-dubura
به زودى [در جنگ بدر] جمعشان شکست میخورد و فرارى خواهند شد.
بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَٱلسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ
bali l-sāʿatu mawʿiduhum wal-sāʿatu adhā wa-amarru
وعدهگاهشان قیامت است كه [نسبت به میدان بدر، روزگارى بسیار] سختتر و تلختر است.
إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَـٰلٍۢ وَسُعُرٍۢ
inna l-muj'rimīna fī ḍalālin wasuʿurin
گناهکاران در گمراهی و عذابند.
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا۟ مَسَّ سَقَرَ
yawma yus'ḥabūna fī l-nāri ʿalā wujūhihim dhūqū massa saqara
روزیکه با چهرههایشان در آتش کشیده میشوند [و به آنان میگویند:] «آتش دوزخ را بچشید».
إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْنَـٰهُ بِقَدَرٍۢ
innā kulla shayin khalaqnāhu biqadarin
بیتردید، ما هر چیزی را به اندازه آفریدهایم؛
وَمَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٌۭ كَلَمْحٍۭ بِٱلْبَصَرِ
wamā amrunā illā wāḥidatun kalamḥin bil-baṣari
و [چون چیزی را اراده نماییم] فرمان ما فقط یک [کلمه یعنی «کُن»] است؛ به سرعتِ یک چشم بر هم زدن [یا كمتر، انجام میپذیرد].
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَآ أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
walaqad ahlaknā ashyāʿakum fahal min muddakirin
به تحقیق که ما [در گذشته] امثال شما [کافران] را نابود کردهایم؛ پس آیا پندپذیرى هست؟ [که از این امر عبرت بگیرد و از کفر باز ایستد]؟
وَكُلُّ شَىْءٍۢ فَعَلُوهُ فِى ٱلزُّبُرِ
wakullu shayin faʿalūhu fī l-zuburi
و تمام کارهایی که [بندگان] انجام دادهاند در نامههاى اعمال[شان] ثبت شده است؛
وَكُلُّ صَغِيرٍۢ وَكَبِيرٍۢ مُّسْتَطَرٌ
wakullu ṣaghīrin wakabīrin mus'taṭarun
و هر [عمل] کوچک و بزرگی [در آن] نوشته شده است.
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّـٰتٍۢ وَنَهَرٍۢ
inna l-mutaqīna fī jannātin wanaharin
پرهیزگاران در باغها و [کنار] جویبارهای [بهشتی] جای دارند؛
فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍۢ مُّقْتَدِرٍۭ
fī maqʿadi ṣid'qin ʿinda malīkin muq'tadirin
در مجلسى سرشار از راستی [و شایستگی] و نزد فرمانروایی مقتدر.