المدثر
Al-Muddaththir
The Cloaked One
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ
yāayyuhā l-mudathiru
ای جامهبرسرکشیده،
قُمْ فَأَنذِرْ
qum fa-andhir
برخیز و بیم ده،
وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ
warabbaka fakabbir
و پروردگارت را بزرگ شمار،
وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ
wathiyābaka faṭahhir
و جامهات را پاکیزه بدار،
وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ
wal-ruj'za fa-uh'jur
و از پلیدی [عبادت معبودان باطل] دوری کن.
وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ
walā tamnun tastakthiru
به این هدف بذل و بخشش مکن که افزونطلبی کنی؛
وَلِرَبِّكَ فَٱصْبِرْ
walirabbika fa-iṣ'bir
و برای [رضایت] پروردگارت شکیبا باش.
فَإِذَا نُقِرَ فِى ٱلنَّاقُورِ
fa-idhā nuqira fī l-nāqūri
هنگامی که در «صور» دمیده شود.
فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍۢ يَوْمٌ عَسِيرٌ
fadhālika yawma-idhin yawmun ʿasīrun
آن روز، روزِ سخت [و دشواری] است.
عَلَى ٱلْكَـٰفِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍۢ
ʿalā l-kāfirīna ghayru yasīrin
بر کافران آسان نیست.
ذَرْنِى وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًۭا
dharnī waman khalaqtu waḥīdan
[ای پیامبر،] مرا با کسی که او را تنها [و بدون اموال و اولاد] آفریدهام واگذار؛
وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالًۭا مَّمْدُودًۭا
wajaʿaltu lahu mālan mamdūdan
[همان کسی که] مال فراوانی برایش قرار دادم،
وَبَنِينَ شُهُودًۭا
wabanīna shuhūdan
و فرزندانی که همیشه [در خدمت او و] با او هستند.
وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِيدًۭا
wamahhadttu lahu tamhīdan
و همۀ وسایل [و امکانات] زندگی را در اختیارش قرار دادم.
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ
thumma yaṭmaʿu an azīda
باز [هم] طمع دارد که [بر آن] بیفزایم.
كَلَّآ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِـَٔايَـٰتِنَا عَنِيدًۭا
kallā innahu kāna liāyātinā ʿanīdan
هرگز، [چنین نخواهد شد.] بیگمان، او نسبت به آیات ما دشمنی دارد،
سَأُرْهِقُهُۥ صَعُودًا
sa-ur'hiquhu ṣaʿūdan
و به زودی او را به مشقّت و سختی میاندازم؛
إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ
innahu fakkara waqaddara
زیرا او [برای مبارزه با قرآن] اندیشید و محاسبه کرد.
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
faqutila kayfa qaddara
پس مرگ بر او باد! چگونه اندازه [و محاسبه] کرد؟
ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
thumma qutila kayfa qaddara
باز [هم] مرگ بر او باد! چگونه اندازه [و محاسبه] کرد؟
ثُمَّ نَظَرَ
thumma naẓara
سپس نظر افکند؛
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ
thumma ʿabasa wabasara
آنگاه چهره در هم کشید و روی ترش کرد،
ثُمَّ أَدْبَرَ وَٱسْتَكْبَرَ
thumma adbara wa-is'takbara
سپس [به حق] پشت نمود و تکبر ورزید؛
فَقَالَ إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ يُؤْثَرُ
faqāla in hādhā illā siḥ'run yu'tharu
آنگاه گفت: «این [قرآن،] چیزی جز جادویی که [از جادوگران پیشین] نقل شده، نیست؛
إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا قَوْلُ ٱلْبَشَرِ
in hādhā illā qawlu l-bashari
و این [چیزی] جز گفتار بشر نیست».
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ
sa-uṣ'līhi saqara
به زودی او را به دوزخ درخواهم آورد.
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سَقَرُ
wamā adrāka mā saqaru
و تو چه دانی که دوزخ چگونه است؟
لَا تُبْقِى وَلَا تَذَرُ
lā tub'qī walā tadharu
[آتش سوزانی است که] نه [چیزی را] باقی میگذارد و نه [چیزی را] رها میکند.
لَوَّاحَةٌۭ لِّلْبَشَرِ
lawwāḥatun lil'bashari
پوست را [دگرگون کرده و] میسوزانَد.
عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ
ʿalayhā tis'ʿata ʿashara
بر آن [آتش،] نوزده [فرشته] گمارده شده است.
وَمَا جَعَلْنَآ أَصْحَـٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَـٰٓئِكَةًۭ ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَـٰنًۭا ۙ وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْكَـٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَـٰذَا مَثَلًۭا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِىَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ
wamā jaʿalnā aṣḥāba l-nāri illā malāikatan wamā jaʿalnā ʿiddatahum illā fit'natan lilladhīna kafarū liyastayqina alladhīna ūtū l-kitāba wayazdāda alladhīna āmanū īmānan walā yartāba alladhīna ūtū l-kitāba wal-mu'minūna waliyaqūla alladhīna fī qulūbihim maraḍun wal-kāfirūna mādhā arāda l-lahu bihādhā mathalan kadhālika yuḍillu l-lahu man yashāu wayahdī man yashāu wamā yaʿlamu junūda rabbika illā huwa wamā hiya illā dhik'rā lil'bashari
ما مأموران دوزخ را فقط از فرشتگان قرار دادیم، و شمار آنها را تنها برای آزمایش کافران معیّن کردهایم تا اهل کتاب یقین کنند و کسانی که ایمان آوردهاند بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، گرفتار شک و تردید نشوند؛ و تا کسانی که در دلهایشان مرض [نفاق] است و [نیز] کافران بگویند: «هدف الله از این مَثل [و توصیف] چیست؟» اینگونه، الله هر کس را بخواهد، گمراه میسازد و هر کس را بخواهد، هدایت میکند؛ و [شمارِ] لشکریان پروردگارت را [کسی] جز [خود] او تعالی نمیداند؛ و این جز پند و اندرزی برای انسانها نیست.
كَلَّا وَٱلْقَمَرِ
kallā wal-qamari
آری؛ سوگند به ماه [که هرگز اینچنین نیست که آنان تصور میکنند].
وَٱلَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ
wa-al-layli idh adbara
و [سوگند به] شب، هنگامی که پشت کند.
وَٱلصُّبْحِ إِذَآ أَسْفَرَ
wal-ṣub'ḥi idhā asfara
و به صبح، هنگامی که روشن شود.
إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْكُبَرِ
innahā la-iḥ'dā l-kubari
که آن [آتش دوزخ،] یکی از [عذابهای] بزرگ [و هولناک] است.
نَذِيرًۭا لِّلْبَشَرِ
nadhīran lil'bashari
برای انسان، بیمدهنده است.
لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ
liman shāa minkum an yataqaddama aw yata-akhara
برای کسی از شما که بخواهد [با انجام کارهای نیکو] پیش افتد، یا [با ارتکاب گناه] عقب بماند.
كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
kullu nafsin bimā kasabat rahīnatun
هر کس در گروِ اعمال خویش است؛
إِلَّآ أَصْحَـٰبَ ٱلْيَمِينِ
illā aṣḥāba l-yamīni
مگر اصحاب یمین [= مؤمنان]
فِى جَنَّـٰتٍۢ يَتَسَآءَلُونَ
fī jannātin yatasāalūna
که در باغهای [بهشت] هستند و میپرسند
عَنِ ٱلْمُجْرِمِينَ
ʿani l-muj'rimīna
از گناهکاران:
مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ
mā salakakum fī saqara
چه چیز شما را به دوزخ درآورد؟
قَالُوا۟ لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّينَ
qālū lam naku mina l-muṣalīna
[دوزخیان] میگویند: «ما از نمازگزاران نبودیم
وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِينَ
walam naku nuṭ'ʿimu l-mis'kīna
و بینوا[یان] را اطعام نمیکردیم
وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلْخَآئِضِينَ
wakunnā nakhūḍu maʿa l-khāiḍīna
و پیوسته همراه یاوهگویان [و اهل باطل] همصدا میشدیم.
وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ
wakunnā nukadhibu biyawmi l-dīni
و همواره روزِ جزا را تکذیب میکردیم،
حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلْيَقِينُ
ḥattā atānā l-yaqīnu
تا زمانی که مرگ به سراغمان آمد».
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَـٰعَةُ ٱلشَّـٰفِعِينَ
famā tanfaʿuhum shafāʿatu l-shāfiʿīna
پس شفاعتِ شفاعتکنندگان سودی به آنها نمیبخشد.
فَمَا لَهُمْ عَنِ ٱلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ
famā lahum ʿani l-tadhkirati muʿ'riḍīna
آنها را چه شده است که از پند [و تذکر] روی گردانند؟
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌۭ مُّسْتَنفِرَةٌۭ
ka-annahum ḥumurun mus'tanfiratun
گویى كه گورخرانى رمیدهاند
فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍۭ
farrat min qaswaratin
که از [مقابل] شیر گریختهاند.
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًۭا مُّنَشَّرَةًۭ
bal yurīdu kullu im'ri-in min'hum an yu'tā ṣuḥufan munasharatan
بلکه هر کدام از آنها [توقع دارد و] میخواهد که [به او] نامههای گشاده [و جداگانه از سوی الله] داده شود.
كَلَّا ۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلْـَٔاخِرَةَ
kallā bal lā yakhāfūna l-ākhirata
هرگز چنین نیست [که آنان میپندارند]! بلکه آنها از [عذاب] آخرت نمیترسند.
كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذْكِرَةٌۭ
kallā innahu tadhkiratun
نه، چنین نیست كه آنها مىگویند؛ آن [قرآن] یک تذكر و یادآورى است.
فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ
faman shāa dhakarahu
پس هر کس که بخواهد، [میتواند] از آن پند گیرد.
وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ
wamā yadhkurūna illā an yashāa l-lahu huwa ahlu l-taqwā wa-ahlu l-maghfirati
و یاد نمیکنند [و پند نمیگیرند] مگر اینکه الله بخواهد. اوست که سزاوار پروا کردن و آمرزیدن است.